خداحافظ دوستان...
********LOVE********

من حاظرم...
هر روز...
هر ساعت...
هر دقیقه...
و هر ثانیه...
پیش هر کسی...
بلند...
داد بزنم...
دوستت دارم...

نیازی نیست یه اتفاق ناراحت کننده ای بیفته تا دلم بگیره...
یه حرف ساده،اما عمیق...
یه نگاه بد! یه نوشته یا یه حادثه!
حتی یه آهنگ غمگین هم می تونه منو از اوج خوشحالی،به قعرِ ناراحتی ببره!
امروزم از اون روزاست که گوش دادن به یه آهنگ غمگین ناراحتم کرده...همین کافی بود تا اعصابمو بهم بریزه! خسته شدم از این زندگی و این همه مشکلاتی که هیچ وقت تمومی نداره!
الان دلم شکلات می خواد....کاکائوی تلخ!
اما هیچکس نیست که بره برام بخره!
**سلام. سلام عرض شد...
_بفرمایید.
**ببخشید،واسه ی این آگهی تون مزاحم شده بودم.خواستم اگه بشه اینجا استخدام بشم.
_مدارکتون و آوردید؟
**بله بفرمائید.
_کاملن؟
**کامله،مدارک همش کامله!
_سابقه کار؟
**والله سابقه کار که...سابقه کاری ندارم من...
_نمیشه که آقا جون!سابقه کاری باید داشته باشی...
**آخه چیکار باید بکنم؟من الان هر جا که رفتم به من میگن باید سابقه کار داشته باشی... من...نمیدونم از یه جایی باید شروع کرد بلاخره!
_من شرمنده ام...سابقه کار باید داشته باشی.
**خوب آخه...بلاخره شما هم ببینید...من الان ... الان بیکارم...دارم هر...یعنی... نمیدونم چیکار باید بکنم!
_مشکل من نیست! بفرمایید! سر راه وایستادی...بفرمایید.
**تورو خدا یه توجهی بکنید!
_شرمنده...حرکت کنید...بفرمایید.
**آه....باشه...
آخه بابا،باغ تابان منو درکم کن
نگو جلو راه واستادی آقا حرکت کن
تو اینجا نشستی واسه اینکه جوابمو بدی
پایینو نیگا نکن چشم پُر عذابمو ببین
اگه نیازمند بودی تو هم میشدی یه کنه
ببین اسم بدشانس روی پیشونیِ منه
عصبانیم یه زلزله ی ده ریشتر توم
چرا اون با یقه ی بسته و ته ریش بره تو؟
همینا می تونه جوونای مارو پیر کنه
حدس زدی یه روزی پیشش کارت گیر کنه؟
تا که میرسه به منه بدبختِ آواره
میگه الان نه باشه بعد،وقتِ نهاره!
بیا یه کار خیری بکن تو یه روزه
امضاتو نمی خوام بذارم توی موزه
نگو مدارکت ناقصه تو فردا بیا
همه چیزو کامل کن و بعد وردار بیا
واسه استخدام دقت کن به ضابطه ها
باید داشته باشی پنج سال سابقه کار
نمی خوام داد بزنم الکی شلوغ بکنم
بگو پنج سالو من از کجا شروع بکنم؟
منو داری می بینی که از این زمونه سیرم
از همه جا بریدمو یه جوونِ پیرم
کوله بارمو میبندمو شبونه میرم
بخاطرِ تو دیگه کارم تمومه بیرحم
بیدار شدی می خوره به سرت هوای صبح
توی روزنامه بخون صفحه ی حوادثُ
ببین مادری که دخترشو کشته بود
بعدش خودشو پرت کرد از پشت بوم
میگی چه مادرِ بی رحمی چه روزگاری
چیه ؟خراب شد اول روزِ کاری؟
اگه دقت کنی با کمی ریشه یابی
می فهمی که حتی یه مادرم میشه یاغی
اون مادر ای کاش باز زنده میشد
واسَت تعریف می کرد داستانِ زندگیشو
روزی که خداوند دخترشو هدیه می کرد
مادر داشت از خوشحالی گریه می کرد
با وجودِ پدری که هنوز بیکار بود
دَمِ بیمارستان نشسته و سیگار دود
می کنه و بدهیا هر روز قد می کشه
مَرد دورِ آگهیا همش خط می کشه
بندِ امیدش به آینده ها پاره شد،باخت
آخر سرم که خیابونا کارشو ساخت
قاتل تویی،خدا ببخشه گناه هاتو
حالا برو بخون مجله ی گل آقاتو
منو داری می بینی که از این زمونه سیرم
از همه جا بریدمو یه جوونِ پیرم
کوله بارمو میبندمو شبونه میرم
بخاطرِ تو دیگه کارم تمومه بیرحم
چیه؟فکر می کنی حالا که تو پشتِ میزی
از ما بالاتری؟یعنی تو گُشنه نیستی؟
طوری صحبت می کنی انگار که داری،الان
تراولاتو می کنی پشت نویسی!
خیلی شده یه جوون جلوی تو ظاهر بشه
یه جوونِ تحصیل کرده که مسافر کشه
این همه سال زحمت کشیده واسه کاری
که فردا با رویِ سفید بره خواستگاری
دیگه خودتم میدونی اینه گفته ی عقل
باید با پول بشینی سَرِ سفره ی عقد
و توی پول چیزی به اسمِ وفا گُمه
گذشت وقتی که می گفتن مهم تفاهمه
و قرض در بیاد تو همه چیزو خراب می کنه
بعدش از پنجره فرار می کنه
باغ تابان منو درکم کن
نگو جلو راه واستادی آقا حرکت کن
منو داری می بینی که از این زمونه سیرم
از همه جا بریدمو یه جوونِ پیرم
کوله بارمو میبندمو شبونه میرم
بخاطرِ تو دیگه کارم تمومه بیرحم
یاس
دلم خیلی خیلی براتون تنگ شده بود...
یه مدتی نبودم ، اما حالا اومدم...
راستی یه خبر... من این مدت که نبودم نتونستم روز تولدم آپ کنم... به همین دلیل حمید جونم روز تولدم برام یه وبلاگ درست کرده و اونجا واسم جشن گرفته...
خوشحال میشم شما دوستان تشریف بیارید و یه سر بزنید! و در آخر باید از تمام دوستانی که لطف کردن و بهم سر زدن تشکر کنم...
ممنونم از همه ی شما خواهر و برادرای عزیز و گلم... دوستتون دارم...
www.niloofarhamid.blogfa.com
تولد تولد 
تولدت مبارک....
















سلام عزیزایِ من...
درست حدس زدید....امروز توی این بلاگ یه تولدِ!

نه تولد من نیست....اما تولدِ عشقمه.....

اونم مثل خودم بچه ی تابستونه...

من اینجا واسه ی عشقم یه مهمونی کوچولو گرفتم...
ممنون از همه تون که تشریف آوردین...

خواهش می کنم بفرمایید تو....خونه ی خودتونه....
.
بلند بگو.....تولد....تولد.....تولدت مبارک...بیا شمع هاتو فوت کن....

حمید جووووووووون ... انشاالله 120 سال زنده باشی ...

تولدت مبارک عزیزم....

آبجی ها و داداشای گلم....چرا بیکار نشستین؟

پاشین بیایین برقصین که تولده!

دست دست... تولد تولد تولدش مبارک...دستا بره بالا....ها ماشالله....قِر کمرتو عشقه!!!

دستها شُله!!! دست دست.......

تولد....تولد....بیا شمع هارو فوت کن....آخه می خواهیم کیک بخوریم...بدو شمع هاتو فوت کن....

بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدو بیا حیف کیک به این خشمزه گی رو از دست بدی!


حمید جونی تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــولـــــــــــــــــــــــــــــدت مبارک عشق من!


وقتی حالت بدِ روحت بی پناهِ
می بینی هر کاری کردی اشتباهِ
وقتی کم کم به کسی وابسته می شی
چون از شب بی نوازش خسته میشی
وقتی آروم شدنت خیلی بعیدِ
اینجا یکی هست که به حرفات گوش میده
برگرد به من،مثِ پرنده ای که درختشو پیدا کنه
برگرد به من،مثِ کسی که شبونه هوسِ دریا کنه
وقتی به جز شب هیچ رنگی تو نگات نیست
وقتی کسی اندازه ی تنهاییات نیست
وقتی گم می شی و می ترسی دوباره
می فهمی هیچکی مث من دوست نداره
وقتی دلت به صد درِ بسته رسیده
اینجا یکی هست که تو مشتش یه کلیدِ
برگرد به من،مثِ پرنده ای که درختشو پیدا کنه
برگرد به من،مثِ کسی که شبونه هوسِ دریا کنه
اون روزا که بودی با من عهد و پیمونو شکستی
منو تنها جا گذاشتی دل به یه غریبه بستی
من برات بازیچه بودم توی این دو روزِ دنیا
نقشی مثل یک عروسک ولی تنها،خیلی تنها
دیگه من دوسِت ندارم تو برو از روزگارم
تو نخند به گریه ی من،من به تو شوقی ندارم
واسه ی این مَنِ تنها از تو صد خاطره مونده
گریه هاتم یه دروغه،دل من دستتو خونده
دیگه من دوسِت ندارم تو برو از روزگارم
تو نخند به گریه ی من،من به تو شوقی ندارم
تو نمی فهمی اندوه مرا...
چه بگویم به تو ای رفته زِ دست...
شدم از مستی چشمان تو مست...
شده ام سنگ پرست...
مرگ بر آنکه دلش را به دلِ سنگ تو بست...
تو نمی فهمی اندوه مرا....